الشيخ حسين المظاهري

27

معارف اسلام در سوره يس (فارسى)

هنگامى كه پيامبر قرآن مىخواندن از جذبه قرآن لذت ببرند ! تا آنجا كه گاهى هم رسوا مىشدند . مثلًا ابىسفيان ، ابىجهل را مىديد ، ابىجهل عتبه را مىديد ، عتبه وليدبن‌مغيره را مىديد و يكديگر را سرزنش مىكردند كه چرا خود ما به قانونى كه وضع كرده‌ايم عمل نمىكنيم و با يكديگر عهد مىكردند كه ديگر چنين كارى نكنند ، اما فردا شب زودتر در آنجا حاضر مىشدند ! داستان وليدبن مغيره يكى از كسانى كه به اعجاز قرآن از اين بعد اقرار كرده وليدبن‌مغيره است كه آياتى از سوره « مدثّر » ناظر به آن مىباشد . اين آيات علاوه بر آنكه رنگ اخلاقى دارد ، براى اثبات مقصود ما هم مفيد است . وليدبن‌مغيره به « ريحانةالعرب » معروف بود ، يعنى اين شخص به قدرى فصيح و بليغ بوده كه به او گلى سر سبد عرب مىگفته‌اند و به راستى همچنين بوده است . جمله‌اى كه در اين قضيه از او نقل شده ، به قدرى فصيح و بليغ است كه من چنين كلام فصيحى در عرب جز در نهج‌البلاغه اميرالمؤمنين ( ع ) نديده‌ام . مىگويند يك روز هنگامى به مسجد رفت كه سوره « حم سجده » ( فصلت ) تازه نازل شده بود و پيامبراكرم ( ص ) در گوشه‌اى از مسجد نشسته بودند و سوره را تلاوت مىفرمودند . جذابيت سورهء مباركه بگونه‌اى بود كه وليد را جذب كرد تا آنجا كه جلو رفت و دهان پيامبر ( ص ) را گرفت و گفت : قسم به قرابتى كه بين من و توست ، نخوان كه از خود بىخود شدم ! سپس به « دارالندوه « 1 » » رفت وگفت من هر چه فكر مىكنم مىبينم اين قرآن نمىتواند ساخته بشر باشد . جمله‌اش اين است : « وَ انَّ لَهُ لَحَلاوَةٌ وَ انّش عَليه لطلاوةٌ وَ انَّ اعْلاهُ لَمُثْمِرٌ وَ انَّ اسْفَلَهُ لَمُغْدِقٌ انَّهُ لَيَعْلُوا و ما يُعلي » « 2 »

--> ( 1 ) - « دارالندوه » ايوانى در مكه بود كه به صورت پاتوق توطئه‌گران عليه اسلام در آمده بود و داراى خاطرات فراوان و فراموش ناشدنى است . ( 2 ) - مجمع‌البيان ص 378 ، ج 10 . « فَقالَ : وَ الله لَقَدْ سَمِعْتُ مِنْ مُحَمَّدٍ انفاً كَلاماً ما هُوِ مِنْ كَلامِ الأنْسِ وَ لا مينْ كَلامِ الجِنِّ وَ انَّ لَهُ لَحَلاوة وَ انَّ عليه » وليد گفت : به خدا قسم از محمد كلامى را شنيدم كه گفتار ، جن و انس نيست چه شيوا و شيرين است و . . .